روزها و سوزها
در حال هوای خودم می نویسم ... و اما دوستانی که لطف دارند مطالب من رو در وبلاگ یا سایت یا ...متعلق به خودشون می گذارند لطفا به من هم اطلاع بدهند یا رسم ذکر کردن منبع رو از یاد نبرند ....ممنونم
دنگ ...دنگ... لحظه ها می گذرند. آنچه بگذشت نمی آید باز. قصه ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز . تند بر می خیزم تا به دیوار همین لحظه که در آن همه چیز رنگ لذت دارد آویزم آنچه می ماند از این جهد به جای خنده لحظه پنهان شده از چشمانم آنچه بر پیکر او می ماند : نقش انگشتانم. دنگ ... فرصتی از کف رفت. قصه ای گشت تمام!... . سهراب سپهری
نوشته شده در سهشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٦ساعت
۱٠:٤٥ ق.ظ توسط لیلی نظرات () |
| Design By : Night Melody |
